ماساژ نقاط ماشه‌ای و تن آرامی

چکیده

هدف: پرستاران تمام واحدهای بهداشتی و درمانی اغلب درصدد یافتن راههایی برای کمک به منظور کنتـرل دردو استرس ناشی از بیماریها و جراحی می‌باشند و لمس درمانی یک روش جامع در کمک به بیماران برای تطابق با بیماریو کاهش اضطراب است. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر ماساژ درمانی نقاط ماشهای میوفاشیال نواحی گردن، سر، شـانهبر شاخصهای فیزیولوژیک و واکنشهای تن آرامی انجام گرفت.

مواد و روشها: این بررسی یک مطالعه تجربی است که در ابتدا آزمودنیها از نظر سنی و جنسی در گروه‌های همگون قرار گرفتند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. در این مطالعه ۴۰ آزمودنی سالم (۲۰ مرد و ۲۰ زن با میانگین سـنی ۴/۱±۲۰ و ۸/۱±۵/۲۱) شـرکت نمودند و سپس به مدت ۵ دقیقه تعداد ضربان قلب، فشارخون سیستولیک و فشار خون دیاستولیک و ارزیابی خود ادراکی آزمودنیها از تنش عضلانی و وضعیت روانی قبل و بعد از مداخله ثبت گردید.

نتایج: بدنبال ماساژ درمانی نقاط حمله‌ای میوفاشیال، کاهش معن یداری در تعداد ضربان قلب (۰۱/۰‌P=)، فشار خون سیستولیک (۰۲/۰‌P=) و فشارخون دیاسـتولیک (۰۱/۰‌P=) بدست آمد. علاوه بر این، تنش عضلانی و وضعیت روانـی بهبـود قابـل تـوجهی را نشـان دادنـد (۰۱/۰‌P=).‌

نتیجه گیری: در آزمودنیهای سالم، ماساژ درمانی نقاط حمله‌ای میوفاشیال نواحی سر، گردن و شـانه در افـزایش فعالیـت پاراسمپاتیک و ایجاد آرامش بیشتر مؤثر است.‌

مقدمه

در سالهای اخیر کـاربرد درمـانهـای تکمیلـی ازجمله ماساژ در واحدهای درمانی افزایش یافته اسـت (۱).‌ ماساژ بعنوان یک شکل سیستماتیک از لمس در دستکاری بافتهای نرم بدن به وسیله دسـتهـا بـه منظـور اهـداف درمـانی هم چـون برطـرف کـردن درد، افـزایش راحتـی وآسایش در بیماران تعریف شده است (۲). پرستاران تمـام واحدهای بهداشتی و درمانی اغلب درصدد یافتن راههایی برای کمک به بیماران به منظور کنترل درد و استرس ناشیاز بیماری‌ها و جر احی می‌باشند و ماساژ یک روش جـامع در کمک بـه بیمـاران بـرای تطـابق بـا بیمـاری و کـاهش اضطراب است (۳). ماساژ برای تمام رده‌های سـنی و در موقعیت‌های مختلف پرستاری کاربرد دارد؛ بعنـوان مثـال، ماساژ برای کـاهش علایم و بهبـود کیفیت زن دگی درکودکانی که دچار کـوادری پلـژی بـه علـت فلـج مغـزی می‌گردند استفاده می‌شود (۴).‌

در بخش مراقبت از بیماران سرطانی مشخص شده است که ماساژ اثرات مثبتی در برطرف نمودن درد و رنـج دارد و دوره‌های کوتاه ماساژ درمانی اثرات سودمند روانی، جسمی برای بیماران سرطانی دارد (۵). کرنـر و همکـاران (۱۹۹۵) در ارزیابی اثر ماساژ بر احساس خـوب بـودن در بیماران سرطانی گزارش نمودند که بیماران، ماساژ درمانی را بعنوان یک روش مؤثر جهت کم کردن علائم جسمی وروانی، مناسب دانستند (۶).‌

ویلکینسون و دیگران (۱۹۹۹) گزارش نمودند کـه بیماران بخشهای تسکینی، ماساژ را در برطـرف نمـودن اضطراب، تنش، درد و افسردگی مؤثر دانستند (۷). فاسـتر و دیگران (۱۹۹۳) بیان داشتند بیمارانی که از ماساژ پشـت برای آن‌ها استفاده شده است، آن را آرام بخش دانستند (۸).‌

ماساژ نقطه ماشهای میوفاشیال یک تکنیک پیشرفته عصبی و عضلانی است که معمولاً در ورزش درمانی برایتسکین درد و ایجاد انبساط عضـلانی بـه دنبـال ضربه‌ها استفاده می‌شود و چـون از حرکـات ماساژی متنـوعی بـاتمرکز بیشتر بر این نواحی استفاده می‌شود، از ایـن نظـر مشابه طب فشاری است. نقاط ماشهای در واقع کانونهای مشخص با تحریک پذیری فوق العاده هستند کـه در یـکنوار تحت کشش عضله اسکلتی واقع شدهانـد. ایـن نقـاط منشــاء درد موضــعی و راجعــه هســتند (تصــویر ۱) (۹). ملــزاک و دیگــران (۱۹۹۷) گــزارش نمودنــد کــه وابستگی بالایی (۷۱ درصد) بین نقاط حساس ماشـهای و نقاط فشاری مربـوط بـه درد وجـود دارد. تحریـک نقـاط ماشهای می‌تواند باعث تغییر در سیستم عصبی خود مختار محیطی گردد که با علایمی مثل تعریق زیاد، راست شـدن مــو، گشــاد شــدن موضــعی عــروق، قرمــزی پوســت و تغییرپذیری ضربان نبض همراه است (۱۰).‌

تغییر پذیری ضــربان قلــب یــک تکنیــک غیرمســتقیم، غیرتهــاجمی و حساس است که برای تعیـین اخـتلالات اتونومیـک قلـب استفاده می‌شود (۱۱).‌

در این تحقیق فرض بر این بوده است کـه ماساژ نقاط ماشه‌ای میوفاشیال باعث کاهش تعداد نبض، فشارخون، ایجاد آرامش عضلانی و باعث کاهش تنش دربیمار می‌گردد و کاهش تنش باعث کاهش تعـداد ضـربان قلب و فشارخون شریانی می‌شود (۱۲). لذا بـر آن شـدیم که تأثیر 20 دقیقه ماساژ نواحی نقطه‌ای ماشه‌ای میوفاشیال را در افراد سالم بررسی نماییم.‌

‌ ‌

روش پژوهش

مطالعه حاضر، یک مطالعه تجربی است کـه در آن ‌۴۰ داوطلب سالم (۲۰ مرد و ۲۰ زن) که مشخصات واحدپژوهش را داشتند، به شیوه تصادفی ساده انتخـاب شـدند. مشخصات واحدهای پژوهش عبارت بودند از:‌

  1. نداشتن فعالیت فیزیکی شدید و منظم روزانه؛
  2. نداشتن بیماری شناخته شده قلبی یا بیماری دیگری که بر عملکرد قلب اثر می‌گذارد؛
  3. عدم مصرف کافئین و کشیدن سیگار (۸ ساعت قبل ازانجام آزمون) و عدم مصرف داروهایی کـه تـأثیر شـناختهشده ای بر عملکرد قلب دارند.‌

پس از انتخـاب نمونـه، آزمودنی‌ها بـه صـورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه یـک در حالی که در یک صـندلی راحـت قـرار گرفتـه بودنـد، ماساژ درمانی را به مدت 20 دقیقه در نواحی ماشه‌ای سـر و گردن و عضـله ذوزنقه‌ای بـه صـورت قرینـه دریافـت نمودند. آزمودنی‌های گروه دو به شکل کاملاً آرام به مدت ۲۰ دقیقه در حال نشسته بـر روی صـندلی قـرار گرفتـه و بعنوان گروه کنترل عمل نمودند.‌

قبل از انجام ماساژ اطلاعـات پایـه بـرای هـر دوگروه جمع آوری شد. ایـن اطلاعـات شـامل انـدازه گیـری فشار خون، تعداد ضربان قلب، فاصله ‌RR‌ و سنجش خـودگزارشی تنش عضلانی و روانی بـود. بـرای کنتـرل تعـداد ضـربان قلـ ب و فاصـله ‌RR‌ از دسـتگاه مانیتورینـگ ‌FUKUDA DENSHI‌ ســاخت ژاپــن اســتفاده شــد.‌

اندازهگیری فشار سیستولیک و دیاسـتولیک بـا اسـتفاده ازفشارسنج اسـتاندارد جیـوهای و از طریـق بـازوی راسـت صورت گرفت. سپس برای سنجش خود ادراکی وضـعیت روانی و تنش عضلانی، از مقیاس عددی بصری ۱۰ ســــانتی متــــری اســــتفاده شــــد (تصــــویر ۲) (۱۳). روش کار به صورت 20 دقیقه ماساژ بـود و یـک محـیط خصوصی برای داوطلب ایجاد می‌شد؛ بـدین گونـه کـه داوطلبــان زن بوســیله یــک کارشــناس پرســتاری زن و داوطلبان مرد توسط کارشناس پرستاری مرد آموزش دیده و با نظارت پژوهشگران با روش یکسان ماساژ داده می‌شدند. قبل از ماساژ، هر یک دقیقه میزان شـاخص هـایفیزیولوژیـک بـه مدت ۵ دقیقـه اندازگیری می‌شد و میانگین آن برآورد می‌گردید. ماساژ بـه صـورت فشـار متمرکز، عمیق و دورانی اطراف نقاط ماشـهای میوفاشـیال در قسمت بالایی، میانی و تحتانی عضله ذوزنقه‌ای انجـام شد. تکنیک ماساژ برأی نواحی عضلات فرونتآل و پاریتال، گذاشتن کـف دسـت روی پوسـت فـرد و انجـام حرکات طولی و چرخشی بود (تصویر ۴، ۳).  ‌

‌ بعد از اتمام ماساژ یا شاخصهای:‌

  1. فشار خون
  2. تعداد نبض (تعداد ضربان های احساس شده در یـکدقیقه)‌
  3. فاصله ‌RR‌ (فاصله یک ضربه با ضربه دیگـر در نـوارالکتروکاردیوگرام)‌
  4. خود گزارشی تنش عضـلانی و روانـی، هـر یـک بـهمدت ۵ دقیقه جمعآوری شده اطلاعات جمـعآوری شـده پس از کد گذاری و ورود در نرم افزار ‌SPSS‌ مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. آزمـون آمـاری مـورداستفاده شامل تست کولموگروف، تست فریدمن و آزمـونتی مزدوج و غیر مزدوج بود.‌

‌ ‌

یافته‌ها

از 40 دانشجویی که بررسی شدند، ۲۰ نفـر پسـر و ‌۲۰ نفر دختر بودند. میانگین سن پسران ۸/۱±۵/۲۱ سال ومیانگین سن دختران ۴/۱±۲۰ سال بـود. نتـایج حاصـل ازاین پژوهش نشان داد که بین دو گروه آزمـون و کنتـرل ازنظر اطلاعات پایه قبل از ماساژ، ارتباط آماری معنـی داری وجود نـدارد. همچنـین بـین اطلاعـات پایـه و اطلاعـات حاصـل از مداخلـه در دو گروه کنتـرل و آزمـون از نظر جنسیت (زن و مرد) تفاوت آماری معنی داری حاصل نشـد (۰۴/۰‌P<). نتایج نشان داد کـه بـه دنبـال ماساژ درمـانی، تعداد ضربانات قلب کـاهش می‌یابد کـه ایـن مسـأله بـاافــزایش میــانگین ‌RR‌ درالکتروکــاردیوگرام تأییــد شــد (۰۱/۰‌P<). نتــایج بعــد از مداخلــه نشــان داد کــه تــنش عضلانی به میزان ۹۳ درصد و تنش روانـی بـه میـزان ۳۲ درصد کاهش یافتـه اسـت (۰۱/ ۰‌P<). ارتبـاط آمـاری درگروه کنترل برای تنش عضلانی و روانی مشاهده نگردیـد. فشــار سیســتولیک (۰۲/۰‌P=) و دیاســتولیک (۰۱/۰‌P=) کـــاهش معنـــی داری در گـــروه آزمـــون نشـــان داد.

بحث

نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که ماساژ نقاط ماشهای سر، گردن و نواحی شانه‌ای بطور معنـاداری تعـداد ضربان قل ب (۰۱/۰‌P=)، فشآر خون سیستولیک (۲ ۰/۰‌P=)، فشارخون دیاستولیک (۰۱/۰‌P<) و فشارهای عضلانی و روانی (۰۱/۰‌P<) را کاهش می‌دهد. ایـن تـأثیر از طریق آرامش عضلانی و کاهش تحریک سیستم عصبی خودکار می‌باشد. قلب رشته‌های عصبی زیادی از اعصـاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک دریافت می‌کند که ایـن اعصـاب از دو راه بر روی عمل تلمبه‌ای قلب تأثیر می‌گذارند: ابتدا با تغییر دادن تعداد ضربان قلب و سپس با تغییـر قـدرت انقباض قلب و در نتیجه برون ده قلبی. لذا فشـار خـون راتغییر می‌دهد و در زمان استراحت بعـد از ماساژ، ضـربان قلب کند شده، تأثیر سمپاتیک کاهش یافته و اثر پاراسمپاتیک افزایش می‌یابد؛ همچنین عضلات مخطـط و صاف، شل شده و در نتیجه حجم مـویرگی زیـاد و فشـارخون کاهش می‌یابد (۱۴). نتـایج ایـن تحقیـق بـا نتـایج فلندلر و دیگران (۱۹۹۹)، کادی و دیگران (۱۹۹۷)، شینگ (۲۰۰۲) و فاستر (۱۹۹۳) همخوانی دارد (۱۵۱۶، ۱۳، ۸،) که این نتـایج را ناشـی از تحریـک سیسـتم پاراسـمپاتیک بدنبال ماساژ می‌دانستند که منجر به کاهش مقدار شاخص‌های فیزیولوژیک می‌شوند.‌

با وجود اینکه تأثیر ماساژ و روشهای آرام سازی در حیطه‌های جسمانی و روانی ثابت شده اسـت، بـه نظـرمیرسد این پژوهش از آن جهت که بر روی نقاط ویژه‌ای صورت گرفته است، می‌تواند دارای اهمیت ویژه‌ای باشـد.‌

در نتیجه می‌توان اظهار داشت کـه ماساژ نقـاط ماشه‌ای، تکنیکی غیر تهاجمی و بدون عارضه است که باعث القـاء اثرات آرام سازی در گروه آزمون می‌شود و اگر به بیماران و سایر افراد آموزش داده شود، مطمئناً بـه میـزان زیـادی سبب کاهش مشکلات آنها شده و نیاز به مصرف داروهای مسکن و آرام بخش را کـاهش خواهـد داد.

ایـن روش برای بیماران زیر مؤثر است:‌

  1. بیماران انفارکتوس میوکارد که مراحل بهبودی را طـی می‌کنند. بیماران انفارکتوسی دچار تنش شدید عضلانی و روانی می‌شوند کـه منجـر بـه افـزایش فعالیـت سیسـتم سمپاتیک می‌گردد؛ با این روش می‌توان فعالیت پاراسمپاتیک را تحریک نمود و اثرات فوق را از بین بـرد (۱۷).‌
  2. بیماران با نارسایی احتقانی قلب کـه در ایـن بیمـاران میزان استرس به دلیل افزایش سطح کاتکول آمین‌ها بـالا است؛ این روش با کم کردن اسـترس و افـزایش فعالیـت پاراسمپاتیک این اثر را از بین می‌برد (۱۵).‌
  3. بیماران بـا نوروپـاتی دیابتیـک کـه عملکـرد سیسـتماتونومیک در آنها کاهش می‌یابد و دچـار درد شـدید بـه علت نوروپاتی محیطی می‌شوند؛ افـزایش اضـطراب و استرس می‌تواند وضعیت موجود را بدتر نمایـد. بنـابراین ماساژ درمانی می‌تواند از راه کـم کردن اضــطراب در کاهش درد مؤثر باشد (۱۳).‌
  4. بیمــاران هیپرتانســیون اساســی بــدون عارضــه کــه فشارخون و فعالیت سیستم سمپاتیک در این بیمـاران بـالا است و ماساژ درمانی می‌تواند در کـاهش فشـار خـون وافزایش فعالیـت سیستـم پـاراسمپاتیـک مـؤثر باشد (۱۲).

مقاله اصلی را در اینجا بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید